مناجات روز عرفه ای خداوند کریم
عـرفـه آمـده و بـار دگـر مـهـمـانـیسـت ابر رحمت به سر خلـق خـدا بارانیست پـرتـو مهـر تو افـتاده به روی دل خـلـق آسـمـان عـرفـات تو ز بـس نـورانـیست حاجـیان در عـرفـات تو همه جـمع شدند حال آن خستهدلان در عرفه عرفانیست ای خطا پوش! بپوشان گنهم را و ببخش حال این بنـدۀ شـرمـنـدهشده بحـرانیست شاهـد و نـاظـر من! بر تو پـنـاهـنده شدم از گـناهـان بـزرگی که همه پـنهـانیست چه کـنم گر ندهی توشۀ راهم ای دوست راه سخت است و مسیر ره من طولانیست نشد امسال که در کـرب وبـلا گـریه کنم باز هم قسمت من جای حرم حیرانیست در دعـای عـرفـه مژدۀ عـفـوی بفـرست به حسینی که کـلامش همگی قـرآنیست سر و سامـان بده ما را به ظهـور مهدی ز فراقش همه را بی سر و بی سامانیست هـمۀ کـار «وفـایی» است گـدایـی از تو ای که کارت ز ازل تا به ابد سلطانیست |